
نمیداند دل تنها،میان جمع هم تنهاست
مرا افکنده در تنگی که نام دیگرش دریاست
تو از کی عاشقی؟این پرسش ایینه بود از من!
خودش از گریه ام فهمید... مدت هاست،مدت ها!
به جای دیدن روی تو در خود خیره ایم ای عشق
اگر آه تو در ایینه پیدا نیست عیب از ماست
جهان بی عشق چیزی نیست جز تکرار یک تکرار
اگر جایی به حال خویش باید گریه کرد اینجاست
من این تکرار را چون سیلی امواج بر ساحل
تحمل میکنم هرچند جان کاه است و جان فرساست
در این فکرم که پایان این تکرار پی در پی...
اگر جایی برای مرگ باشد،زندگی زیباست!
(خییییلی متنشو دوست دارم)
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2